محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

136

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

--> خدا ( ص ) دو كفن را ميان دو كشته به قرعه گذاشت و كفن بزرگ‌تر از آن سهيل شد - تا آنجا كه گفت : - پيامبر ( ص ) كشته‌ها را يك يك خواست و هفتاد نماز خواند و حمزه بر آن حالت بود . اين روايت را احمد و بغوى و صاحب الصفوه و محاملى و ابن شاذان استخراج كرده‌اند . اما قتل مصعب بن عمير : هنگامى كه پيامبر ( ص ) لواى مشركان را در دستان طلحه از بنى عبد الدار ديد ، لوا را از دست على ( ع ) گرفته و به مصعب بن عمير داد زيرا او نيز از بنى عبد الدار بود و گفت : ما در وفادارى از ايشان سزاوارتريم . ( الكامل : 2 / 150 ) . طبرى : 2 / 2199 مىگويد ( همچنين ابن اثير : 2 / 155 ) : مصعب بن عمير در كنار پيامبر ( ص ) و در حالى كه لواى وى بدست داشت آن‌قدر جنگيد تا به قتل آمد . قاتل وى قميئه ليثى بود كه گمان مىكرد آنكه كشته شد ، پيامبر ( ص ) بود به همين دليل رو به سوى قريش كرده و پيوسته مىگفت : محمد را كشتم و اين مساله باعث شد كه مردم بانگ برآورند : محمد كشته شد ، محمد كشته شد . پيامبر ( ص ) پس از قتل مصعب بن عمير لوا را به على بن ابى طالب ( ع ) سپرد . بيشتر ياران رسول خدا ( ص ) پراكنده گشتند . در اين هنگام مشركان قصد جان پيامبر ( ص ) كردند و به سوى وى حمله‌ور شدند . رسول خدا ( ص ) ايستادگى نموده و آنقدر با كمانش تير پرتاب نمود كه شكست و مبارزه شديدى كرد و آن‌قدر تير انداخت تا آنكه تيرها تمام شد و قوس كمانش شكست و زهش بريد . ( الكامل ابن اثير : 2 / 154 ) . اينجا بود كه دل‌ها از جا كنده شد و فراربرقرار ترجيح داده شد . خداوند در اين‌باره مىفرمايد : « إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ » ( آل عمران : 153 ) ترجمه : « به خاطر بياوريد هنگامى را كه از كوه بالا مىرفتيد و ( از شدت وحشت ) به عقب ماندگان نگاه نمىكرديد و پيامبر ( ص ) از پشت شما را صدا مىزد . سپس اندوه‌ها را يكى پس از ديگرى به شما جزا داد » . پيامبر ( ص ) آنان را به خود مىخواند و مىگفت : بندگان خدا نزد من آييد ، بندگان خدا نزد من آييد . من رسول خدا هستم . هركه بر دشمن بتازد بهشت از آن اوست . ازاين‌رو ابن جرير : 2 / 203 و ابن اثير : 2 / 110 آورده‌اند كه فرار جماعت مسلمان و از جمله عثمان بن عفان و ديگران تا « أعوص » ( موضعى نزديك مدينه - مترجم ) امتداد يافت كه سه روز در آن اقامت كردند و سپس پيش رسول خدا آمدند ، هنگامى كه آنان را ديد فرمود : در ( عقب‌نشينى )